صفحه اصلي روايتگر http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/T0M4eEx6a21ORGNtTUNZd0lVMXZaR1ZzSmpFME9TOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtQTBITVRJQzFBeGclM2Q=/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
كتب مرتبط http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/
سايت ها http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/
سازمان ها http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/
مجلات http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/
وبلاگ ها http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/
فيلم ها http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/
گروه هاي تبليغي http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/
نرم افزارها http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/
رسانه ها و مطبوعات http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/
صفحه اصلي http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/T0M4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtcDZnSUNFaElwMEElM2Q=/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/T0M4eEwyTnZiblJoWTNSMWN5WTBKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLUJnSk9yJTJmNWM1eW8lM2Q=/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravianerohani.ir/http://www.ravianerohani.ir/fa/T0M4eEwyTnZiblJsYm5SbmNtOTFjR3hwYzNRbU16TW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi04MDdLd0lRWEFiayUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - مهندس
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
منوي بخش ها
پربازديدها
صفحه اصلي>ايثار و شهادت>خاطرات موضوعي>مقاومت اسلامي لبنان
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1393/05/29
بازديد: 14702
بيداري اسلامي

مهندس تفجير و تخريب در حزب الله شهيد يحيي عياش

مهندس تفجير و تخريب در حزب الله شهيد يحيي عياش
پدرش مى‏گويد:در حالى كه بيشتر از سه سال نداشت از من مى‏خواست كه او را به مسجد ببرم تا او هم نماز بخواند او از لحاظ شخصيتى يك فرد ساده و روستايى است؛ اما با افكارش كارى كرده كه نامش ترس و نا امنى را در قلب‏هاى اسرائيلى‏ها جاى مى‏دهد.
وى طى پنج سال خود را تا سطح دشمن شماره يك دولت يهودى بالا كشيد و مسووليت قتل و جرح حدود ۵۰۰ صهيونيست را عهده‏دار شد.
اولين و در عين حال خطرناك‏ترين متهم تحت پيگرد دستگاه قضايى اسراييل بود و بارها پس از عمليات‏هاى انتحارى صورت گرفته توسط شاگردانش، با لباس مبدل خاخامى در صحنه‏هاى عمليات حاضر شده و پس از بررسى نقاط ضعف و قوت كار و تصويربردارى از عمليات، ميگريخت.
نسيم مشال، مجرى كهنه كار و مشهور تلويزيون رژيم اشغالگر قدس لقب دشمن شماره يك داخلى اسرائيل را به اين فرد نسبت داده بود.
به مهندس تفجير و تخريب شهرت يافت.
درسته،او كسي نيست جز شهيد يحيي عياش!
زندگينامه شهيد يحيي عياش
«عبداللطيف عياش» كشاورزى مومن از اهالى روستاى «رافات» - از توابع «طولكرم» - بود. او در سال ۱۳۴۲ باز زنى مومنه از فاميل خود به نام «عايشه عياش» ازدواج كرد ثمر كه اين ازدواج سه فرزند بود به نام‏هاى «يحيى»، «يونس» و «مرعى». يحيى فرزند بزرگ خانواده، مطابق با اطلاعات نوشته شده توسط خودش در فرم مشخصات ثبت نام «مجمع مهندسين اردن»، به تاريخ ۱۶/۱۲/۱۳۴۵به دنيا آمده بود.
پدرش مى‏گويد: «در حالى كه بيشتر از سه سال نداشت از من مى‏خواست كه او را به مسجد ببرم تا او هم نماز بخواند. يحيى بسيار اصرار مى‏كرد و لباس مرا مى‏گرفت تا اين كه من هم با توجه به علاقه زيادى كه به او داشتم، به مسجد روستا مى‏بردمش و همه از آمدن اين بچه كوچك تعجب مى‏كردند.»
يحيى پيش از ورود به دبستان، روخوانى قرآن را فرا گرفت و از ۶ سالگى تحصيلات خود را شروع كرد. در همين دوران بود كه جايزه ويژه حفظ و تلاوت قرآن را از «اداره اوقاف اسلامى قدس» دريافت كرد. پس از پايان مقطع ابتدايى، يحيى تحصيلات متوسطه خود را در دبيرستان «الزاويه» پى گرفت.
مادر يحيى از آن دوران خاطره‏اى بيان مى‏كند كه شنيدنش خالى از لطف نيست؛ «در يكى از كلاس‏هاى هشتم يك دانش‏آموز نتوانسته بود مساله تدريس شده جلسه قبل را براى معلم رياضى حل كند. معلم با عصبانيت از كلاس خارج مى‏شود كه يحيى را كه در آن وقت در كلاس هفتم درس مى‏خواند مى‏بيند و او را به كلاس هشتم مى‏آورد تا همان مساله را حل كند و او به سادگى جواب آن را به دست مى‏آورد. بعد از آن هنگامى كه معلم از يحيى مى‏خواهد كه دانش كلاس هشتم را براى تنبيه بزند، يحيى در حالى كه به معلم رياضى مى‏گفت من به كسى كه از من بزرگتر است اهانت نمى‏كنم، از كلاس بيرون رفت.»
يحيى، مدرك ليسانس خود را در رشته شيمى از دانشگاه «بيرزيت» دريافت كرد و تصميم داشت تحصيلات خود را تا مقطع «دكترا» ادامه دهد كه به دليل ممانعت رژيم صهيونيستى از اعطاى رواديد تحصيلى به وى، از اين كار بازماند.
وى با بكارگيرى تخصص خود در راستاى مبارزه با اشغالگران قدس شريف، در طى مدت كوتاهى به موفقيت‏هاى چشمگيرى در طراحى و ساخت مواد منفجره دست پيدا كرد و با تشكيل شاخه نظامى جنبش مقاومت اسلامى (حماس) موسوم به يگان‏هاى شهيد عزالدين قسام نبرد جدى خود را با صهيونيست‏ها آغاز كرد.
وى طى پنج سال خود را تا سطح دشمن شماره يك دولت يهودى بالا كشيد و مسووليت قتل و جرح حدود ۵۰۰ صهيونيست را عهده‏دار شد. وى زمانى كه شربت شهادت را نوشيد يك فرزند دو ساله و يك نوزاد دو روزه از خود بر جاى نهاد.
 
آثار انگشت يحيى
نبرد عجيبى كه بين يحيى عياش و يارانش از يك سو و تمام نيروهاى سياسى، امنيتى و نظامى صهيونيستى از سوى ديگر، طى حدود ۴ سال انجام مى‏پذيرفت دو مشخصه بارز داشت:
اول اينكه جبهه صهيونيسم و در راس همه رييس كابينه و وزير دفاع رژيم اشغالگر قدس در جهت مهار و يا دفع عمليات‏هاى شهادت طلبانه مهندس عياش اهتمام همه جانبه و گسترده‏اى به خرج مى‏دادند. خاطره حمله‏هاى بى‏سابقه‏اى كه با حضور صدها نيروى متخصص امنيتى نظامى اشغالگر براى يافتن و يا قتل مهندس به مناطقى كه احتمال وجودش در آنها مى‏رفت، هنوز در اذهان پير و جوان اراضى اشغالى باقى است. يكى از آن عمليات‏هاى بى سابقه كه هنوز توسط مردم روستاى «رافات» نقل مى‏شود، حضور صدها نيروى ويژه امنيتى و ده‏ها اكيپ عملياتى و پشتيبانى اشغالگران در كمتر از يك ساعت در جاى جاى رافات است كه همگى اطلاع كاملى از رفتار، نقشه‏ها، شيوه‏هاى عمل و ساير توجيهات مربوط به سوابق يحيى داشتند.
 
مشخصه دوم اين نبرد هوشيارى و درايت يحيى و يارانش بود كه در طول اين درگيرى‏ها و عمليات‏هاى گوناگون شهادت طلبانه، به خنثى كردن تدابير جمعيت كثير صهيونيست‏ها مى‏پرداختند. نكته جالب در اينجاست كه هر چه اين دو مشخصه روشن‏تر بروز مى‏كرد بر حرمت و والايى يحيى عياش و همسنگرانش در قلب‏هاى مردم مظلوم فلسطين از يك طرف و ترس و اضطراب اشغالگران تروريست از طرف ديگر مى‏افزود؛ تا آنجا كه ديگر مسوولان صهيونيست اين ترس و اضطراب را بى پرده در اعمال و اقوال خويش منعكس مى‏ساختند.
«بنيامين بن العياد»، وزير مسكن كابينه اسراييلى‏ها در يكى از مصاحبه‏هاى خود اوج سردرگمى كابينه اسراييل را در برخورد با عمليات‏هاى شهادت طلبانه هسته‏هاى مقاومت عزالدين قسام چنين بيان كرد:
«اين عجيب‏ترين جنگ‏ها در طول تاريخ است؛ چرا كه دشمنان ما افرادى هستند كه در آرزوى رسيدن به مرگ لحظه شمارى مى‏كنند!»
در مورد نحوه خيانتى كه منجر به شهادت فرمانده استشهاديين فلسطينى شد، يگانه شاهدى كه وجود دارد، «اسامه حماد»، همراه و همرزم ديرينه‏اش مى‌‏باشد.
وى طى سخنانى ماجراى شهادت مرشدش را اين‏گونه بيان مى‏كند: «در حدود ده سال پيش هنگامى كه در دانشگاه بيروت درس مى‏خواندم با شهيد يحيى آشنا شدم؛ چرا كه اوهم در منطقه محل سكومت من، زندگى مى‏كرد. بعد از اتمام تحصيلات، گهگاهى او به ديدنم مى‏آمد و من هم به او سرى مى‏زدم تا اينكه حدود ۵ ماه قبل نزد من آمد تا براى مدتى او را در منطقه امنى پنهان كنم. دليل اين مراجعه هم دوستى و اعتماد كاملى بود كه به يكديگر داشتيم. تا چند هفته قبل هم به استثناى چند تن از همرزمان مهندس كسى نمى‏دانست كه او نزد من است. تا اينكه روزى دايى من «كمال حماد» كه در «انجمن نظارت بر ايمنى برج سازى» فعاليت داشت و از تجار معروف نوار اشغالى غزه بود، تصادفاً متوجه يحيى در منزل ما شد.
 
پس از مدتى هم مرا خواست و گفت كه علاقه زيادى به او و فعاليت‏هايش دارد و مى‏تواند كمك‏هاى قابل توجهى به كارهاى مهندس بكند. در همان جلسه هم «كمال حماد» يك موبايل به عنوان هديه به من داد تا از آن براى ارتباطات راحت‏تر استفاده كنم. در آن موقع حتى به ذهنم هم خطور نمى‏كرد كه ممكن است دايى من عنصر خودفروخته‏اى باشد و غرضش از اهداى موبايل و يا امكانات رفاهى خيانت به يحيى است. من بنا بر دلايل حفاظتى اجازه ملاقات را به دايى‏ام ندادم؛ اما موبايل را به مهندس دادم تا در تماس‏هاى تلفنى راحت‏تر عمل كند. يحيى هم مدتى از موبايل استفاده كرد تا اينكه روزى به من گفت كه احساس مى‏كند خط تلفن موبايل ناامن است و احتمال مى‏دهد كه نيروهاى امنيتى اسراييل خط موبايلش را شناسايى كرده باشند. به همين دليل به من امر كرد كه ديگر از موبايل استفاده نشود و از همان خط عادى تلفن قديمى‏مان استفاده كنيم.
من هم قبول كردم و موبايل را خاموش كرده و كنار گذاشتم .چند روز بعد دايى كمال آمد و گفت كه براى كارى مجبور به سفر است و دو سه روزى احتياج به موبايل دارد و من هم موبايل را كه ديگر از آن استفاده نمى‏كرديم به او امانت دادم. البته بايد اضافه كنم كه او يك بار هم قبلا موبايل را قرض گرفته بود و به خاطر همين،من اصلا به امانت گرفتن موبايل مشكوك نبودم. نكته ديگرى هم اينكه بيشترين فردى كه از طريق موبايل با يحيى تماس مى‏گرفت، پدرش بود كه البته بعد از كنار گذاشتن موبايل، يحيى به پدرش هم سپرده بود كه از آن به بعد با شماره تلفن عادى منزل با او تماس بگيرد و قرار بود كه صبح روز جمعه، پدر مهندس با او تماس رفته و نتيجه كارى را به اطلاع برساند.
در صبح روز جمعه كه يحيى منتظر تماس پدرش بود، حدود ساعت ۸، دايى به من تلفن زد و گفت كه خط تلفن موبايل را باز نگهدارم؛ چرا كه ممكن است يكى از رفقاى تاجرش با شماره موبايل تماس گرفته و برايش پيغام بگذارد و اضافه كرد كه اگر آن تاجر پيغام گذاشت، حتى پيغام تلفنى را به او اطلاع بدهم. من هم خط تلفن را روشن گذاشتم. از آن طرف پدر يحيى هر چقدر به تلفن عادى زنگ مى‏زند متوجه مى‏شود كه تلفن از طريق مخابرات قطع شده است و بالاجبار حوالى ساعت ۹ با اميد روشن بودن موبايل، شماره موبايل را مى‏گيرد و موبايل زنگ مى‏زند. من كه با يحيى در اتاق ديگرى بودم برخاستم و ديدم كه همسرم موبايل را به طرف من آورده و مى‏گويد كه پدر مهندس است و چون نتوانسته شماره تلفن منزل را بگيرد، با موبايل تماس گرفته، من هم موبايل را از همسرم گرفته و به يحيى؛ دادم. چون يحيى از تماس پدرش با خط تلفن موبايل شديداً ناراحت شده بود، بعد از سلام از پدرش خواست كه ديگر با موبايل تماس نگيرد و من در حالى كه به سمت درب اتاق مى‏رفتم تا مقدمات صبحانه را از همسرم بگيرم احساس كردم كه پشتم داغ شد و انفجارى در اتاق رخ داد. وقتى ناخودآگاه برگشتم، در ميان دود و غبار دست يحيى را ديدم كه جدا شده و خون از آن جارى است. تمام پنجره‏هاى اتاق هم شكسته شده بودند. فريادهاى همسرم مرا به خود آورد. بعد از فرو نشستن گرد و غبار صورت يحيى را ديدم كه به شدت جراحت ديده بود و متوجه شدم كه شهيد شده است. به سختى به همسرم فهماندم كه يكى از دوستان مهندس در گروه قسام را باخبر كرده و به كمك بياورد.
همرزمان يحيى دقايقى بعد آمدند و پيكر او را با خود بردند و از من هم خواستند كه براى مدتى با خانواده‏ام مخفى شويم. در حال خروج از منزل يكى از همسايگان به سمت ما آمد و گفت كه در هنگام بروز حادثه براى ما، يك هلى‏كوپتر كوچك دور منزل ما و همسايگان دور مى‏زده است...»
اشاره و مرور مختصرى به چند عمليات انجام شده توسط هسته‏هاى مقاومت استشهادى قسام را كه به تعبير سخنگوى ارتش رژيم اشغالگر قدس، اثر انگشت يحيى عياش بر آنها به شكل غريب و پيچيده‏اى هويدا بود به تمام بسيجيان ام‏القراى انقلاب اسلامى تقديم مى‏كنيم
 
عمليات "رامات افعال"
نخستين بارى كه صهيونيست‏ها با نام يحيى عياش رو به رو شدند در اثناى شكنجه و بازجويى دو تن از مجاهدان دستگير شده گروه قسام بود. اين دو تن به همراه يكى ديگر از مجاهدين در حال انتقال بيش از ۴۰ كيلوگرم مواد منفجره كار گذاشته شده در يك خودرو - به محل تجمع عده‏اى از سران رژيم صهيونيستى در مراسم ويژه‏اى در منطقه «غوش‏دان» شهر تل‏آويو به واسطه يك اشتباه دستگير شدند. اين خودرو از نوع همان فولكس واگن‏هاى پلاك ويژه زردرنگ يهودى و در عين حال مملو از ۴۰ كيلوگرم مواد منفجره بسيار قوى دست‏ساز و 4 استوانه گاز و يك منبع انفجار بود.
با توجه به سابقه عبور و مرور خودروهاى اينچنين و نيز دارا بودن پلاك صهيونيستى، فولكس بدون مواجه شدن با مشكلى در حوالى ساعت ۲ بامداد وارد محوطه مراسم شد، تا در صبح روز بعد منفجر شود؛ اما در هنگام وارد شدن به مسير انجام مراسم، دو دژبان مسوول محوطه متوجه حركت فولكس با چراغ‏هاى خاموش و درست در جهت مخالف حركت معمول خودروهاى ديگر شده و به فولكس شك مى‏كنند و بلافاصله به ساير مأمورين، مورد مشكوك را اطلاع مى‏دهند كه كليه راه‏هاى خروجى تل‏آويو مسدود شده و كار تفتيش همه فولكس‏ها آغاز شد. مجاهدين حماس نيز كه متوجه شك دژبانان شده بودند با ترك منطقه مراسم، سعى در رهايى از دام امنيتى اسراييلى‏ها كردند كه نهايتاً با رسيدن به يك كوچه بن‏بست در محله «رامات افعال» خودرو را باقى گذاشته و خود اقدام به ترك منطقه كردند. پس از دقايقى نيروهاى ضدتخريب موساد با دور كردن يهوديان ساكن در منطقه از اطراف خودرو، سعى در خنثى كردن بمب نمودند و هم‏زمان با آن«حسن احمد حسان» ۲۳ و «عماد عبدالرحيم على» ۲۶ ساله، دو نفر از سه مجاهد فوق، با به كار گرفته شدن هلى‏كوپتر، هواپيما و سگ‏هاى تربيت شده پليس در منطقه، دستگير شدند؛ اما مجاهد سوم موفق به مراجعت به گروه شهيد قسام در «نابلس» شد.
از طرف ديگر تلاش نيروهاى متخصص تخريب موساد با توجه به پيچيدگى و ابتكارى بودن نحوه انفجار بمب به جايى نرسيده و انفجار فولكس واگن موجب وارد آمدن خسارت‏هاى سنگين به ساختمان‏هاى اطراف و خودروهاى امنيتى شد. دو مجاهد دستگير شده نيز، زير شديدترين شكنجه‏هاى عوامل دژخيم موساد تنها بر اين مطلب تأكيد مى‏كردند كه به همراه فردى به‏نام «مهندس يحيى» سوگند خورده‏اند كه اشغالگران را از اراضى وطن اسلامى‏شان اخراج كنند. اين نخستين مواجهه عوامل صهيونيست با نام لرزه‏افكن مهندس بود.
عمليات "مسيرةالاكفان"
هر چند كه نام يحيى در نخستين جايگاه اسامى ليست افراد تحت پيگرد همه مجموعه‏هاى اسراييلى قرار گرفته بود؛ اما او بدون توجه به آن، مشغول طراحى، بررسى و سازماندهى عملياتى شد كه جوى مملو از ترس و ناامنى را براى شخص نخست‏وزير رژيم صهيونيستى، «اسحاق رابين» و تمام همدستانش به جاى گذاشت. در روز ۲۶/۹/۱۳۷۱ مهندس خودرويى،سرشار از مواد منفجره را تحويل جوان رشيدى به نام «ساهر التمام» داد. «ساهر» نيز در ساعت ۱۲:۳۰ دقيقه همان روز در منطقه «ميحولا» - در نزديكى «بيسان» - در حالى كه در كنار يك رستوران نظاميان صهيونيست و درست بين دو خودروى نظامى پارك كرده بود، پيكر خود را آتشى بر جان شياطين محارب ساخت كه مطابق اعتراف نيروهاى اشغالگر دو نفر از افسران صهيونيست به درك واصل شده و ۸ تن ديگر نيز زخمى گشتند.
 
 
برچسب ها: